27. فروردين 1396 - 12:47   |   کد مطلب: 15933
در کشورهای دیگر، بیش از ١٠ درصد از متجاوزان جنسی که دستگیر شده اند، افراد زیر ١٨ سال هستند. در جامعه ما تعداد نوجوانان متهم به جرم جنسی که در کانون های اصلاح و تربیت به سر می برند،

وبلاگ " آسیب اجتماعی "  نوشت :

 

تجاوز کودک علیه کودک, نه بی اهمیت است, نه نادر حدود یک سوم تا نیمی از متجاوزان جنسی بزرگسال, سابقه رفتارهای متجاوزانه پیش از ١٨سالگی را داشته اند

بنابراین مؤثرترین و به صرفه ترین سیاست برای کاهش جرم در جامعه، شناسایی و درمان این نوجوانان، پیش از وقوع جرم است. این نوجوانان معمولا تجاوز جنسی را نسبت به خواهرها و برادرهای خود شروع می کنند و بعد به دوستان، همکلاسی ها، کودکان فامیل و همسایه می کشانند. آگاهی بخشی به پدر و مادرها درباره رفتارهای مشکوک جنسی فرزندانشان بسیار مهم است. بسیاری از پدر و مادرها این رفتار ها را جدی نمی گیرند و سهل انگارانه از کنارشان رد می شوند. بیشتر نوجوانان متجاوز، خودشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند. البته خوشبختانه برعکس این جمله صحیح نیست؛ یعنی بیشتر کودکانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، متجاوز نمی شوند. نوجوانان متجاوز معمولا انحراف جنسی یا اختلال روانی دیگری دارند. بسیاری از آنها پیش از ارتکاب جرم، الکل یا مواد روانگردان مصرف کرده اند. خیال پردازی های مربوط به شیوه های غیرطبیعی جنسی از زمان کودکی آغاز می شود. این خیال پردازی ها گاهی نشانه های «رفتاری» هم دارند. تشخیص و درمان زودهنگام انحراف جنسی در کودکان و نوجوانان بسیار کمک کننده است.

دسته دوم از نوجوانانی که متجاوز جنسی می شوند، مبتلا به یکی دیگر از اختلال های روانی هستند. شایع ترین اختلال روانی مرتبط با تجاوز جنسی، اختلال سلوک است. اختلال سلوک، پیش در آمد اختلال شخصیت ضداجتماعی در بزرگسالان است و با نشانه هایی همراه است البته اختلال های خلقی و همچنین بیش فعالی، در صورتی که درمان نشوند، به عنوان عوامل خطر مطرح هستند. در نوجوانانی که عقب ماندگی ذهنی دارند، به دلیل ضعفی که در ابراز هیجان ها و برقراری رابطه های اجتماعی صحیح با هم سن وسال هایشان دارند، احتمال جرائم جنسی هست. پدر و مادر ها و معلمان باید نسبت به نشانه های انحراف جنسی و اختلال روانی در کودکان و نوجوانان آگاه باشند و به محض مشاهده، به جای تحقیر و تنبیه کودک، آنها را به روان پزشک ارجاع بدهند. تحقیر و تنبیه نه تنها مشکلی را از بین نمی برد، بلکه با آسیبی که به اعتماد به نفس نوجوانان می زند، میل به انتقام را در آنها تقویت می کند. انتقامی که شاید کودکان دیگر که مورد تجاوز آنها قرار می گیرند، تاوانش را می پردازند.

در کشورهای دیگر، بیش از ١٠ درصد از متجاوزان جنسی که دستگیر شده اند، افراد زیر ١٨ سال هستند. در جامعه ما تعداد نوجوانان متهم به جرم جنسی که در کانون های اصلاح و تربیت به سر می برند، نسبت به آمار جهانی خیلی پایین تر است. کم بودن تعداد این متهمان به معنای وجود نداشتن جرائم جنسی در نوجوانان جامعه ما نیست. علت این است که خانواده های قربانیان، معمولا به دلایل فرهنگی این جرم ها را انکار می کنند و حاضر به افشای آنها نیستند. درمواردی هم متجاوزان، با باج دادن و جلب رضایت خانواده قربانی، خودشان آن را حل وفصل می کنند و نمی گذارند کار به مراجع قضائی بکشد. شکایت های قانونی تجاوزهای جنسی، به مواردی محدود می شود که مقرون به آزار و ضرب وجرح باشند یا همانند آنچه در مورد «ستایش» دیدیم، به قتل منجر شوند. در غیر این صورت، از چشم قانون پنهان می مانند.

البته هیچ واقعیتی پنهان کردنی نیست. نوجوانان متجاوز اگر به هر دلیلی به دست مراجع قضائی نرسند، چند سال بعد با قربانی کردن افراد بیشتر و نتایج فجیع تری، به دست قانون می افتند. آن زمان دیگر فرصت پیشگیری، درمان به موقع و اصلاح و تربیت گذشته است. وقت آن است که خانواده ها با چشمان بازتر به واقعیت های اجتماعی بنگرند و به فرزندشان بیاموزند که در هر شرایطی می توانند از حقشان دفاع کنند. کودکان باید یاد بگیرند اگر جایی هم قربانی شدند، دنیا به آخر خط نرسیده و باید عزمشان را برای احقاق حقشان جزم کنند. در تجاوز جنسی کودک علیه کودک، هر دو طرف ماجرا قربانی هستند و نیاز به کمک دارند. برخورد به موقع با نوجوانان متجاوز، به شرطی که با اصلاح و تربیت کارشناسانه، درمان اختلال روانی زمینه ای و تغییر شرایط نامناسب محیطی همراه باشد، نقش پیشگیری از سیر قهقرایی در مسیر اشتباه را دارد.

دیدگاه شما